دلیل ایران سوریه لبنان اسراییل اخبار سیاست خارجی

دلیل: ایران سوریه لبنان اسراییل اخبار سیاست خارجی

گت بلاگز اخبار حوادث فرار سارق مسلح جانش را گرفت

آن وقت در دادگستری اصفهان مشغول به‌کار بودم. ساختمان دادگستری منزل قدیمی سه طبقه‌ای بود که در قسمت شمالی ساختمان و رو به حیاط هر ساختمان بالکن‌هایی آجری قرار دا

فرار سارق مسلح جانش را گرفت

عبارات مهم : جنایت

آن وقت در دادگستری اصفهان مشغول به کار بودم. ساختمان دادگستری منزل قدیمی سه طبقه ای بود که در قسمت شمالی ساختمان و رو به حیاط هر ساختمان بالکن هایی آجری قرار داشت.

پرونده سارق مسلحی داشتم که دزدی های سریالی داشت.

سوءاستفاده متهم

فرار سارق مسلح جانش را گرفت

مقید به حقوق متهمان بودم و اعتقاد داشتم متهم باید از حقوق قانونی خود در جریان بازجویی و محاکمه برخوردار باشد. یکی از این حقوق رعایت حق متهم در دادگاه و حضور او در جلسه محاکمه بدون پابند و دستبند بود. اعتقاد بودم متهم باید آزاد و بدون غل و زنجیر از حق خود دفاع کند. در جلسه محاکمه سارق مسلح نیز همین حقوق را اجرا کردم و از مامور زندان خواستم زنجیر دست و پای متهم را هنگامی که در دادگاه حضور دارد و در حال دفاع از خود است باز کند.

بعد از خواندن کیفرخواست و شرح ماجرا، متهم جوان پای میز محاکمه رفت و شروع کرد به دفاع از خود. او در حال صحبت بود که ناگهان از پنجره کوچک اتاق اقدام به فرار کرد. متهم با سرعت زیادی خود را به درختی رساند که کنار پنجره بود و فرار کرد.

آن وقت در دادگستری اصفهان مشغول به‌کار بودم. ساختمان دادگستری منزل قدیمی سه طبقه‌ای بود که در قسمت شمالی ساختمان و رو به حیاط هر ساختمان بالکن‌هایی آجری قرار دا

فرار متهم عنوان ناراحت کننده ای بود، یک سارق حرفه ای از حقوقش سوءاستفاده کرده و از دادگاه فرار کرده بود. تحقیقات جهت دستگیری خشایار ادامه داشت تا این که اتفاق دیگری رخ داد.

پرونده یک جنایت

در دادگستری علاوه بر پیگیری به پرونده های دزدی مسلحانه، سایر جرایم نیز پیگیری می شد که یکی از این جرایم قتل بود. مدتی بعد از این فرار بود که پرونده قتلی به ما ارجاع شد و مقتول پسر جوانی به نام خشایار بود.

حادثه در یکی از محله های پایین شهر اصفهان رخ داده بود. داخل اتاق پذیرایی جسد مرد جوانی افتاده بود و سه مرد قبل از این که وقت فرار داشته باشند به دام پلیس افتاده بودند. باتوجه به بهم ریختگی منزل مشخص بود که بین مقتول و ضارب یا ضاربان درگیری رخ داده و آخر عامل این جنایت با ضربات چاقو قربانی را از پای درآورده هست. از سویی در بازرسی از محل جنایت کارآگاهان مقدار زیادی طلا و پول سرقتی پیدا کردند. از آنجا که پلیس بموقع وارد عمل شده است بود، تمام افرادی که در این نزاع شرکت داشتند دستگیر شده است بودند.

فرار سارق مسلح جانش را گرفت

اعتراف به قتل

عامل مهم این جنایت به قتل اعتراف کرد و گفت: «مدت هاست در کار دزدی هستم، جهت پولدار شدن تصمیم گرفتیم دست به دزدی های بزرگ بزنیم. به همین علت به همراه چند نفر از دوستانم نقشه دزدی از طلافروشی ها را کشیدیم. با نقشه ای حرفه ای و کاملا از پیش طراحی شده است سراغ طلافروشی های اصفهان می رفتیم و با ترساندن اسلحه طلاها را دزدی می کردیم. هر چند وحشت از دستگیر شدن هر لحظه همراهمان بود ولی برق طلاها و رسیدن به آرزوهای دست نیافته باعث شده است بود به دزدی هایمان ادامه دهیم. مدتی قبل یکی از سارقان سابقه دار که خشایار نام داشت سراغ ما آمد. از دستگیری اش به وسیله پلیس با خبر بودیم و فکر می کردیم مدت های زیادی در زندان می ماند. آمدنش جهت ما خیلی عجیب بود، ولی چون قبلا او را می شناختیم و از شگردهایش با خبر بودیم همکاری با او را قبول کردیم.

آن وقت در دادگستری اصفهان مشغول به‌کار بودم. ساختمان دادگستری منزل قدیمی سه طبقه‌ای بود که در قسمت شمالی ساختمان و رو به حیاط هر ساختمان بالکن‌هایی آجری قرار دا

درگیری بر سر تقسیم اموال

متهم جوان ادامه داد: «خشایار کارش را خوب بلد بود، به همین علت دزدی ها را با او ادامه دادیم تا این که بعد از آخرین سرقتمان شب اتفاق دور هم جمع شدیم تا به تقسیم اموال دزدی بپردازیم. همه چیز خیلی عادی بود و کسی مشکلی نداشت ولی یکدفعه خشایار گفت که او باید سهم بیشتری در این دزدی ببرد. ما چهار نفر بودیم و باید به یک اندازه سهم می بردیم. قرارمان این نبود، خشایار زیر تمام قول و قرارهایمان زده بود. من که خیلی از این عنوان ناراحت شده است بودم، تلاش کردم خشایار را راضی کنم تا طبق قول و قرارمان عمل کند؛ ولی کو گوش شنوا. هر چه من و همدستانم اصرار می کردیم، بی فایده بود. خشایار پایش را کرده بود در یک کفش که او باید سهم بیشتری ببرد. می گفت من طراح بودم و در این دزدی هم تلاش زیادتری انجام داد، به همین علت باید سهم بیشتری ببرم.»

او گفت: «صحبت با خشایار بی فایده بود، هر چه ما کوتاه می آمدیم و تلاش داشتیم او را آرام کنیم ، او می گفت که حرف حرف اوست. خیلی از واکنش‌ها و حرکاتش عصبانی شده است بودم، اگر می دانستیم که خشایار این بازی را درمی آورد هرگز با او همدست نمی شدیم. چند دقیقه ای نگذشته بود که صحبت های ما به داد و بیداد تبدیل شد و جهت یک لحظه تعادل خودم را از دست دادم و با چاقویی که همراه داشتم به خشایار حمله کردم. خشایار خواست از خودش دفاع کند ولی آن قدر حرکت من سریع و ناگهانی بود که او فرصتی جهت دفاع پیدا نکرد.

فرار سارق مسلح جانش را گرفت

به خودم که آمدم متوجه شدم خشایار به قتل رسیده هست، باید جسد را سر به نیست می کردیم تا کسی از این جنایت باخبر نشود. با همدستانم نقشه می کشیدیم که با جسد چه کنیم ولی پلیس وارد منزل شد و ما را دستگیر کرد. ظاهرا از سر و صدای ما همسایه ها عنوان را به پلیس خبر می دهند و آنها بلافاصله خود را سریع به محل می رسانند.»

با اعتراف متهم جوان او بازداشت شد و به بازسازی صحنه قتل پرداخت، ولی با بررسی هویت مقتول مشخص شد که او کسی نیست جز متهم فراری که در جلسه محاکمه از دادگاه فرار کرده بود. اگر خشایار از دادگاه فرار نکرده بود به چند سال حبس محکوم می شد و در نهایت بعد از سپری کردن دوران محکومیتش آزاد می شد و به جامعه باز می گشت و می توانست زندگی جدیدی داشته باشد، ولی فرار او باعث شد که زندگی اش را از دست دهد و هیچ راه جبرانی جهت خود باقی نگذارد.

پرونده خشایار با عنوان فوت متهم بسته و مختومه اعلام شد، در حالی که مجازات قانونی او می توانست به خیر و صلاحش باشد و متهم زنده بماند، ولی تسلیم نشدن در برابر قانون فوت او را رقم زد.

واژه های کلیدی: جنایت | اعتراف | پرونده | دادگاه | پرونده قتل | اخبار حوادث

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs